یادداشت های غریبه

از نرگس بی ریا و از یاس سپید، بر مردم روزگار ما هیچ مگو!

یادداشت های غریبه

از نرگس بی ریا و از یاس سپید، بر مردم روزگار ما هیچ مگو!

چه شد؟

ای گل سزای دل عاشقان چه شد
دلداری شمیم تو بر آسمان چه شد

آری بگو که روی تو با عاقلان چه کرد
دل دادن تو به دیوانگان چه شد

دل در میان موی تو ماوا گرفته بود
اکنون ببین که روی پریشانمان چه شد

جمعی به صحبت تو همزبان شدند
هم صحبتی تو با خالصان چه شد

لب خنده ات، شب غم پاره می کند
چون ساکتی؟ شب بیچارگان چه شد

هرگز ز خار تو پروا نکرده ام
اما بگو دل غم خوارگان چه شد

شب دل به عشق تو در خواب رفته بود
من مانده ام تو بگو کاروان چه شد

سرگشته در ره تو سر نهاده ایم
اکنون ببین سر دلدادگان چه شد

نظرات 1 + ارسال نظر
حیتا یکشنبه 27 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 14:40

سلام !
خوبی؟میگم غریبه خان!میشه یه جوری چیز بنویسی واسه ما هم قابل استفاده باشه؟؟!!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد